گرما

 

هوای گرم سبز. چیزی که همیشه حالمو بد میکنه ! بدتر از اون شلوغی و ازدحامه . چی میشد فقط 2 تا فصل داشتیم : بهار و پاییز ! خیلی جالبه یکی مثل دوستم عاشق روزای آفتابی و گرمه و یکی مثل من از تابش آفتاب تابستون و گرما متنفره !

چهار ماهه میرم سرکار و تازه فهمیدم چقدر از این جامعه و اغلب آدماش متنفرم . درحالیکه قبلا اینجوری نبودم ولی هرچی بیشتر میگذره تعداد آدمایی که حالمو بهم میزنن بیشتر میشه ! شلوغی و درگیری با آدمای مختلف و اغلب نفهم و بی شعور و بی فرهنگ دقیقا چیزایی هستن که با روحیه من درتضاده ولی همه این نفرت رو باید پشت قیافه مهربون و ملایم مخفی کنم ! یه روزی در آینده نه چندان دور پشت همین نقاب دق میکنم ناراحت

وقتی عشق نباشه و منم عاشق نباشم  همه دنیا برام فقط یه رنگ داره : سیاه ! ولی نه یه سیاه معمولی سیاهی به رنگ سیاه چاله های فضایی !!!

/ 0 نظر / 16 بازدید