بیداری

 

تا وقتی برای کسی تعریف نکرده بودم فکر می کردم همه چیز خوبه و همه چیز درسته و مثل همیشه هست ولی انگار یه جای کار درست نبود و من نفهمیده بودم . این بود که توی یه خوشی کاذب زندگی می کردم ! انگار که از یک بیماری مبهم رنج می بردم و مثل همیشه با کله شقی نخوام برم دکتر و فکر کردم خودش خوب میشه ، ولی این جسم من نبود که مریض شده و بیماری من سرماخوردگی نبود ، بازم خوبه که به خودم اومدم . ولی بی نهایت آزار دیدم و تحقیر شدم.

اگه میخواستم که درباره خواستگاری و شوهر توی پست هام بنویسم که هر چند وقت یه بار باید می نوشتم !!! حالا گیریم که ۴ نفر هم این وسط خوشحال شده باشن از این آخریه ! به من چه ربطی داره ؟ من باید خوشحال بشم که نشدم . مهم ، تصمیمی هست که من می گیرم . از آدم هایی که میان کنیز واسه پسرشون بخرن خیلی بدم میاد سبز مامانم هم بدش میاد(احتمالا فکر نمی کرد اینقدر مزخرف باشن ! ) ، چقدر خوبه که مامانم مثل من فکر میکنه ، مثل یه دوست می مونه ،قبل تر ها هر چی میشد واسش میگفتم ولی چقدر پشیمونم که برای مامانم تعریف نمی کردم ناراحت مامانم می گفت آدم جالب و بامزه ای بوده ولی حالا اگه کسی آدم رو بخواد باید بتونه خودش رو معرفی کنه ، همه پسر ها می تونن . دیگه توی پست هام درباره این موضوع نمی نویسم چون برداشت خوبی نمی شه ، تازه با همه این اتفاقات باید هر طوری شده فاز فکری خودم رو عوض کنم . به یک دوره خودسازی احتیاج دارم و تنهایی .

یه گربه دم خونمون سه تا بچه آورده قلب آخی خیال باطلچقدر گوگولی و نرم هستن . به زیر گلوی گربه که خر خر هم میکنه دست میزنی چه حس خوبی به آدم دست میده . از جونور های پشمالو مثل گربه و همه گربه سانان خیلی خوشم میاد . همشون نرم هستن و زنده . از عروسک زیاد خوشم نمیاد چون زنده نیستن و حرکت نمی کنن ولی جونور های پشمالو ... حیف که توی آپارتمان نمی شه نگهشون داشت ولی توی حیاط میشد حداقل 6،7 تا گربه داشت.

/ 10 نظر / 5 بازدید
ستاره

نگو !من از گربه بدم میاد اساسی! این ماجراها رو یعنی خواستگاری و اینا هر جوری تعریف کنیا بازم ملت خیال میکنن می خوای از خودت تعریف کنی! و اینکه چقدر خوبه که با مامانت خوبی..کاش منم بودم!قدرشو بدون.. من زیاد با مامان خوب نیستم! منم همین طور.. به امید شب قدر هستم که خدا کمک کنه! التماس دعا !

سیما

هر کاری دلت بهت میگه بکن .... من فکر می کنم دلها همیشه ادم رو خوب راهنمایی می کنند .... چقدر خوبه مامانت درکت میکنه .... راستی به گربه هم دست نزن ممکنه مریضی داشته باشه .. با اجازت لینکت کردم ... چون دلم میخواد همیشه با هم دوست باشیم [گل][گل][گل]

دلقک ( علیرضا )

سلام . . . خوبه نترسیدی من جن باشم بهم یه سری زدی . . .خیلی خوبه که با مامانت اینطوری . . . شاید اگه این رفتار رو با مامان نداشتم تو خیلی از مشکلات نمی تونست کمکم کنه . . .بر من که اینطور بوده . . . اگه خلافی هم کردم به مامان گفتم که کمکم کنه . . . . خوشحالم که بیداری . . . به گربه هاتون سلام برسون . . .بهشون بگو محل ما هم پسر خالشون 9-10 تا بچه آورده ( البته همسر پسر خالش نه خود پسر خالش )

سارا

وا چیکار به بقیه داری.مهم اینه که من دوس دارم بنویسی راجع به خواستگارات.[نیشخند]

سارا

منم گربه می دوستم ولی عروسک هم میدوستم.[زبان]

سارا(خلوت گاه دل)

سلام .اولا چشم .د.ما که این جریانات ازدواج و خواستگاری رو نگو که هر کدوم قصه ایست بس بلند.در ضمن اگه تو دلت مونده به هیچکی فکر نکن بنویس و خالی کن خودت رو.و اما گربه بهت توصیه می کنم یه سر بیای پیش من حیاط ما پر گربست و من هر سری رد میشم میترسم و جیغ میزنم و یه فحشی نثارشون می کنم تازه اگه برسم خیسشون هم می کنم خب به منچه من از هر چی حیوونه بدم میاد

ستاره

چشم تحمل می کنیم[خنده] عیدت پیش پیش مبارک.. بیا پیشم وقتی اومدی