دوست داشتنی ها

 

حدود 2 هفته میشه که چند تا از گربه های دم خونمون از جمله گربه ملوسم که همیشه پشت پنجره آشپزخونه طواف !! می کردن ، به طرز عجیب و غریبی غیب شدن ناراحت حدس بابا اینه که یه نفر انداخته توی گونی و از اینجا تبعیدشون کرده گریه دلم براش تنگ شده مخصوصا خُرخُر های زیر گلوی پشمالوی نرمش ،امیدوارم هرجا که رفته یکی یادش باشه که همیشه براش غذا بذاره ، امیدوارم بره اطراف یه رستوران یا مرکز تفریحی که بهش بد نگذره ! البته اگه گربه های وحشی بذارن که راحت اینجورجاها زندگی کنهچشم

دو تا ماهی قرمز بزرگ بابا خریده بود ، سه تا ماهی متوسط نارنجی ! همسایه مون آورده بود ( نمی دونم چرا اینقدر ماهی داشتن، که به همه دوستاشون هم خیرات میدادن !!! ) و یه ماهی کوچولوی 1 سانتیمتری ! سفید رنگ با یه دم سه پَر که خودم از میدون کاج خریدم و 2 ساعت بالای ماهی ها وایستادم تا فروشنده اش بیاد و با حرکت چشم دنبالش کردم که گم نشه !همه جا رو نگاه میکردم که یه ماهی این شکلی پیدا کنم و پیداش کردم چقدر هم دوستش داشتم ولی دیروز مُرد نگران من فقط  ماهی خودمو دوست داشتم و هیچکی هم دوسش نداشت !! به نظر من خیلی دوست داشتنی بود ولی بقیه میگفتن سفید و بی روحه ! به نظر من خیلی بامزه حرکت میکرد ولی خواهرم میگفت شکمش قلمبه است !

دوست داشتن چیزی نیست که بشه متوقفش کرد ، نمیشه گفت چرا یه نفر یا حتی یه ماهی کوچولوی 1 سانتیمتری رو دوست دارم ، مهم اینه که دوست داشتنی هستن و نمیشه دوست نداشت.

/ 0 نظر / 5 بازدید