گذر زمان

 

گذر زمان رو احساس نمی کنم ! فقط به پشت سرم نگاه می کنم میبینم چقدر زود گذشته و زود پاییز شد و زود عید شد و زود گرم شد و زود سرد شد و دوباره زود پاییز شد ! همین جوری الکی الکی یه سال گذشت ! فقط داره میگذره . نمی دونم بقیه زندگی هم همینجوری میگذره یا فرق داره . گاهی خوش میگذره گاهی سخت میگذره ولی یه مدت نسبتا طولانی تقریبا از دفاع پایان نامه تا حالا خنثی میگذره ! ! ! حس خنثی بودن حس بدیه ! حس بلاتکلیفیه ! وقتی خوش میگذره که خوبه وقتی بد میگذره بازم خوبه چون داریم تلاش میکنیم به مرحله راحتی و خوشی برسه ولی وقتی هیچکدوم از این 2 تا نیست خیلی احساس بد و حال به هم زنی میشه . یه تغییر بزرگ و مثبت میخوام توی زندگیم یه حس هدفمند یه خوشی پایدار . لحظه های خوب و دلنشین زندگیم هیچوقت پایدار و ثابت نبودن . دلم لحظه های دلنشین پایدار همراه با آرامش میخواد . از همین حالا این خنثی گذشتن رو میندازم توی سطل زباله و سعی میکنم هدفدارتر زندگی کنم و لحظه های ناب زندگیم رو جاودان کنم!

/ 0 نظر / 18 بازدید