من ، خانواده ، آرامش

 

حس قشنگیه وقتی اون لحظه که انتظار به پایان میرسه و آدم عزیزای دلش رو بغل میکنه و میبوسه قلب

نی نی جدید خانواده ما از لحظه اول منو شناخت اومد بغلم و بهم خندید نیشخند انگار از اول منو میشناخته ! خواب دیده بودم هم نرمه هم گرده ! وقتی بغلش کردم دقیقا حسی رو تجربه کردم که توی خواب داشتم ! 

اگه خوابهای آدم همینجوری تعبیر بشه چه دنیای زیبایی میشه !

بعد از مدتها خانواده عزیزم کنار هم جمع شدن و روزای خوبی که همراه سال نو بود رو تجربه کردم و حسابی لذت بردم ؛ با وجود کمبود وقت و کارای زیاد یه جور آرامش دلپذیر رو تجربه میکنم . خدایا شکرت 

قبل از عید دنبال خاک ژله ای تمام تهران رو میگشتم و پیدا نمیکردم ! البته آخر سر به زحمت از یه جایی پیدا کردم . یاد تلخون افتادم که سفارش دل و جیگر داده بود و توی تمام شهر حتی یه دل و جیگر پیدا نمیشد ! و همه تعجب میکردن که دل و جیگر رو میخواد چکار ! 

من از کسایی تعجب میکنم که نمیدونن دل به چه دردی میخوره ! جیگر به چه دردی میخوره ! 

یه عمریه که دنبال یه دل و جیگرم !  

دل که عاشق باشه همش نرمه و احساس لمس کردن چنین دلی درست مثل بغل کردن یه نوزاد نرم و گرده !

 

/ 0 نظر / 18 بازدید