الان بايد سر کلاس تاريخ اسلام باشم 04.gif ولی چون دير رسيدم بی خيال شدم09.gif ديگه تاثيرات زهرا روی من کامل شده! آخه خداييش استاده چرت وپرت زياد ميگه حوصله آدمو سر ميبره20.gif تازه استاد معارف که ديگه آخر خنده ست يه آخونده که هر دفعه مياد وسط حرفاش يه حکم شرعی می پرونه که يه دفعه کلاس ميره روی هوا 30.gif چون پسر ها رو مجبور ميکنه جلوی دختر ها بشينند  وقتی چرت ميگه پسر های منحرف معمولا از حرفاش بدترين برداشت رو ميکنند يهو ميبينی پسرها از خنده قرمز وبنفش شدند16.gif

بعد از ناهار هم کوييز آمار داريم ومن که از اول ترم هيچی نخوندم ديشب روی يه ورق کوچولو يه کارايی کردم فقط خدا کنه که بتونم ازش استفاده کنم 16.gif به خدا قول ميدم بعد از اين درس بخونم 34.gifاما مگه ميشه ۵شنبه ديگه جشن عروسی خواهر بزرگمه 07.gif تازه از جشن اون يکی راحت شده بودم مال اون يکی خواهرم خيلی خوش نگذشت آ آخه هوا خيلی سرد بود اما حس ششم ميگه اين يکی خوش ميگذره09.gif تازه کلی خريد بايد بکنم توی اين هيری ويری چه طوری درس بخونم33.gif06.gif 

/ 2 نظر / 2 بازدید
mina

آخ جون عروسی.... همه دختر عموها و پسر عموهايی که از من و خواهرها و برادرم بزرگتر بودند عروسی کردند...ديگه نداريم تا....تا نوبت خواهر و برادر ما بشه!!...يا حق

زهرا

دسگه هر کی تو رو نشناسه من که ميشناسم!...اصلا همين که نشستی روی يه ورق کوچولو برای خودت تقلب درست کردی يعنی درس خوندی!...درس نخون به من ميگن ، که ۴ ساعت تمام برای انجام يک ماموريت نشستم توی اتاق روزنامه و حتی نيومدم امتحان بدم!...البته اگه اون ماموريت هم نبود بازم ميومدم امتحان ميدادم!...حيف اندفه که من اومدم سر کلاس معارف شما اين حاجاقا محمودی يه تيکه باحال نگفت تا مام هم يهکم بخنديم!...راستی ببينم فرزند هم بنفش و قرمز ميشه؟!( خوشم مياد هيچکی نميفهمه چی ميگم! )