میخوام یه کم ناشکری کنم !

مگه من از این زندگی چی خواستم ؟ هان ؟متفکر

که زندگی با من اینجوری میکنه ! مگه اصلا من چیزی خواستم ؟!!!! 

وقتی آدم چیزی نمیخواد زندگی باهاش سر ناسازگاری داره ! وای به حال اینکه آدم چیزی هم بخواد ! 

اصلا دلم خواست ناشکری کنم ! دیوونه خونه ها پر از دیوونه است ! مراکز معلولین پر از معلوله ! سر چارراه پر از بچه های قد و نیم قد ریخته که شیشه میشورن ! کلی آدم مریض و سرطانی هم روی تخت بیمارستان افتاده و کلی زن و مرد تن فروش ! و فکر فروش و عقیده فروش و هزار رنگ و بیرنگ و هزار تا مورد دیگه که آدم به خاطر نبودنش باید خدا رو شکر کنه ! خدایا شکرت !

ولی سوال منو جواب نمیده که مگه من خدای نکرده چیزی خواستم ؟!!!

حاشیه یا نکته یا هرچیزی که قبلا بود ! : دلم میخواد دوسال یه بار بیام اینجا ! خدا رو شکر که هنوز این زندگی نمیتونه توی این چیزا به آدم زور بگه متفکر 

واقعا دوست دارم بدونم زندگی یعنی چی ؟! کاش یه کمی برام پررنگتر بود سوال

/ 0 نظر / 16 بازدید