خوشگذرانی

روز شنبه يکی جزوه هامو گرفت قرار بود افطار بياره ( راستی افطاری خوش گذشت) اما اين خوشی خيلی طول نکشيد چون اونی که جزوه ها برده بود نيومد و فردا صبح هم امتحان برقرار بود تازه بعد از افطار مسابقات فوتبال جام رمضان بود که ورودی های ما ۷به۱ باختند! خوشبختانه امتحان آسون بود و با اينکه هيچی نخونده بودم سوالها رو جواب دادم . ۱شنبه افطار مهمون دانشکده برق بوديم که خيلی خوب بود امروز هم که اصلا حال و حوصله دانشگاه رو نداشتم ديشب هم تا ۲ بيدار بودم که عيد بشه ولی نشد02.gif يادمه روزهای اول معارف هم غيبت نداشتم ولی حالا هر وقت خوابم مياد نمی رم09.gif

/ 5 نظر / 2 بازدید
محمود همايون

با درود ! وبلاگ پرسش را بخوان و پاسخ خودت را بده . اما جان هر كس كه دوست داری كمی فكر كن و ؟ پاسخ بده. مثل اين بز های اخفشی كه تنها سر تكان می دهند و نمی دانند برای چه به اين جهان آمده اند و برای چه می زيند ، مباش. دستت را از راه دور می فشارم. سپاس

fatima62

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تو کدومی؟نگفته بودی وبلاگ داری ناقلا!(چشمک!)

زهرا

منم تا ۲ بيدار بودم ولی عيد نشد !....هر وقت خوابت بياد يعنی فقط ۱ دفعه ديگه نه؟؟!!...تو و غيبت؟؟ اين حرفا چيه اصلا;)

fatima62

خوشبختم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

mojtaba

ما هم هستيما. به ما هم بلينک.