شوق زندگی

 

چطور یه موجود کوچولو و پشمالو میتونه به آدم شوق زندگی بده ؟!

در حالیکه خیلی افسرده و ناراحت بودم یه روز که فک کنم یه ماه و خورده ای پیش بود دیدم یه گربه کوچولوی سیاه و سفید ( شبیه همون گربه دوست داشتنی ای که یهو از اطراف خونمون غیب شده بود ) کنار دری که ازش بیرون میرفتم نشسته بود ! درست مثل مجسمه ! موقع رفتن و برگشتن همیشه میدیدمش که همونجا نشسته ! کم کم شروع کردم براش خوراکی بردن ، خیلی بهش عادت کرده بودم که چند روز غیب شد ،‌ وقتی دوباره اومد فهمیدم چقدر دوسش دارم،کلی نگرانش شده بودم و توی همین مدت کم بهش عادت کردم اصلا صبحها که با یه حال بد میرفتم سرکار حالا به شوق دیدن یه موجود پشمالوی دوست داشتنی میرم ولی همش این نگرانی هست که یه روز برم و نباشه ناراحت

دلم میخواست خونه یه حیاط بزرگ داشت و هر گربه ای که خوشم میومد نگه میداشتم  نیشخند

/ 0 نظر / 14 بازدید