عنوان ندارد!

 وبلاگ من چه حای آشنايی

گفتن زبان تخصصی اما نه ديگه اين جوری

امروز صبح سر امتحان تنها کلمه هايی که بلد بودم عبارت بود از : is , are, demand , با سه يا ۴ کلمه مثل همينا يعنی ميشه برم توی سايتم و نمره ها رو باز کنم و ببينم پاس شدم؟ ميشه؟

اگه بچه هايی که ترم پيش باهاش کلاس داشتن آمادگی روحی نميدادن (هم در مورد سوالها و هم در مورد برخورد سر جلسه) اولا همون موقعی که جای منو عوض کرد قالب تهی ميکردم ثانيا يا موقعی که ۴ صفحه پر از کلمه های قلمبه ای که بی انصاف پشت سر هم رديف کرده بود رو ديدم و اين شکلی شدم

حالا بازم صد رحمت که بدتر نشده آخه اون موقعی که جوون بودم (ترم اول) باهاش کلاس داشتم ميومد سر جلسه امتحان(بازم تاکيد ميکنم سر جلسه ) روی برگه يه عده از بچه های بدبخت يه خط ميکشيد فکر کن اون فلک زده چه حالی ميشد؟بعد از امتحان هم که ازش میپرسيدن چرا ؟ ميگفت اصلا اين خط ها ربطی به تقلب نداره ؟؟؟؟؟؟؟ مربوط به اطاعات خودمه؟؟؟؟ تازه از ترم بعدش فيلتر گذاشته بود برای همه کلاسهايی که درس ميداد اونم فقط واسه ورودی های ۸۲ يعنی ماها

بعد از سه سال که دارم اقتصاد نظری ميخونم خيلی خوب معنی انحصارگر رو فهميدم .يعنی همين استاد که از وقتی يادمه و قبلی های ما هم يادشونه برای درس پول و بانکداری به اين مهمی همين يه استاد واسه خودش خدايی ميکنهديگه اين ترم که از ۸۲ای ها به ستوه اومده غير از اون يه استاد ديگه هم پول و بانک ارائه داده که همه بچه ها سر انتخاب واحد حمله کردن (خدا رو شکر که از سال ورود ماها انتخاب واحد دستی نيست )(اصولا اينجا رسمه که بچه ها قبل از امتحانا اتخاب واحد کنن بس که همه سرشار از هوش و ...ميباشند)

جالب اينجاست که از دستش نميتونی فرار کنی بالاخره يه ترم با بدبختی يکی از ۴ يا۵ تا درسی که ارائه ميکنه بايد برداریدير هم بری سر کلاس تيک زاويه دار ميخوری بعدا زاويه ها با هم جمع ميشه از نمرت کم ميشه!!

سپاس خدای را که اين ترم ديگه باهاش کلاس ندارم

...
? تلخون | در ۱۳۸٥/۳/٢٤ |   | حرف تازه و کهنه ()