الان بايد سر کلاس تاريخ اسلام باشم  ولی چون دير رسيدم بی خيال شدم ديگه تاثيرات زهرا روی من کامل شده! آخه خداييش استاده چرت وپرت زياد ميگه حوصله آدمو سر ميبره تازه استاد معارف که ديگه آخر خنده ست يه آخونده که هر دفعه مياد وسط حرفاش يه حکم شرعی می پرونه که يه دفعه کلاس ميره روی هوا  چون پسر ها رو مجبور ميکنه جلوی دختر ها بشينند  وقتی چرت ميگه پسر های منحرف معمولا از حرفاش بدترين برداشت رو ميکنند يهو ميبينی پسرها از خنده قرمز وبنفش شدند

بعد از ناهار هم کوييز آمار داريم ومن که از اول ترم هيچی نخوندم ديشب روی يه ورق کوچولو يه کارايی کردم فقط خدا کنه که بتونم ازش استفاده کنم  به خدا قول ميدم بعد از اين درس بخونم اما مگه ميشه ۵شنبه ديگه جشن عروسی خواهر بزرگمه  تازه از جشن اون يکی راحت شده بودم مال اون يکی خواهرم خيلی خوش نگذشت آ آخه هوا خيلی سرد بود اما حس ششم ميگه اين يکی خوش ميگذره تازه کلی خريد بايد بکنم توی اين هيری ويری چه طوری درس بخونم 

...
? تلخون | در ۱۳۸۳/۱/٢٦ |   | حرف تازه و کهنه ()