بعضی ها آدمو توی یه موقیعتی قرار میدن که آدم مجبور بشه دروغ بگه ! چقدر بعد از چنین حالتی اعصابم خورد میشه حتی واسه چند روز بعدش . مثل روز شنبه ! از دیروز عصر هم تا یه ساعت قبل سردرد وحشتناکی گرفته بودم که با هیچ قرصی خوب نمیشد ! احساس کردم میگرن گرفتم !
اینجاست که میگه : آخه چرا منو توی این موقعیت قرار میدین ؟!!!!
...
چه هوای خوبیه ! آدم دلش میخواد هوای خنک و بهاری صبح رو گاز بزنه و قورت بده ! 
هوای امسال خیلی دیر گرم شد . خیلی این هوای خنک صبح رو دوست دارم دلم میخواد همش توی هوای آزاد باشم !
وقتی مدرسه و دانشگاه میرفتم همیشه فکر میکردم اگه هر ترم یه واحد خواب و گردش در فضای سبز میذاشتن چقدر راندمان بچه ها بیشتر میشد ! 
مگه میشه یه پرنده بمونه بی آب و دونه
مگه میشه که قناری توی بغض آواز بخونه
...
توی فایل های قدیمی این ترانه رو دیدم بعدش 50 بار گوشش دادم 
یادش به خیر یه زمانی چقدر دوست داشتم اینو و همون موقع ها هزار بار ریپیت میزدم !
...
دلم خواست یه مطلب رمانتیک !!! یه شعر یا یه چیز باحال بنویسم ولی تا اینجا رو باز کردم یهومغزم پوک شد ! فقط یه چیزی یادم اومد:
"دل خوش سیری چند ؟ "
...
چقدر وحشتناکه که در عرض 5 سال ، 5 میلیون نفر به جمعیت اضافه شده 
ازهمین الان احساس خفگی و کمبودجا میکنم 
کاش به جای اینکه جمعیت رو زیاد میکردن ، تربیت رو زیاد می کردن !!! و الان به جای 5میلیون جمعیت بیشتر ، از همون جمعیت قبلی ، 5 میلیون بچه باتربیت داشتیم !!!
...
نکته1: یه وقتایی ، یه جاهایی ؛ یهو قلبم فشرده میشه ! نمی دونم اون قلب گوشتی شکله؟! یا اون قلبی که بهش میگیم قلب ولی در واقع مغزه ؟!!!
نکته2: امروز برای اولین بار احساس کردم اینقدر از استاد راهنمام بدم اومده که دلم میخواست میز و صندلی و اتاقش روروی
سرش خراب کنم !!!!!
نکته 3: چه خوبه که یه آدمایی رو مجبور نیستیم همیشه ببینیم ! وگرنه دق مرگ میشدیم !
نکته 4 : از اینکه اینا رو اینجوری نوشتم حال کردم
امام حسین (ع) فرزند خانوادهای است که هنر خوب مردن را در مکتب حیات، خوب آموخته است.
آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا بههمه آنها که جهاد را تنها در توانستن میفهمند و به همه آنها که پیروزی بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد که شهادت نه یک باختن، که یک انتخاب است انتخابی که در آن، مجاهد با قربانی کردن خویش در آستانه معبد آزادی و محراب عشق، پیروز میشود و حسین وارث آدم – که به بنیآدم زیستن داد – و وارث پیامبران بزرگ – که به انسان چگونه باید زیست را آموختند – اکنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مردن را بیاموزند.
این که حسین فریاد میزند پس از این که همه عزیزانش را در خون میبیند و جز دشمن کینه توز و غارتگر در برابرش نمیبیند فریاد میزند که: “آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد” مگر نمیداند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سئوال، سئوال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سوال،انتظار حسین را از عاشقانش بیان میکند و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مینماید.
"علی شریعتی"
...
خیلی حس خوبیه که آدم اینقدر در طول روز راه رفته باشه که آخر شب مثل یه جنازه بیافته روی تخت ! و تا چشماشو میذاره روی هم به یک خواب عمیق فرو بره ! نه فکرهای و خیال های آزار دهنده میاد سراغ آدم و نه اصلا وقتی می مونه که آدم فکر کنه ! وقتایی که صبح زودتر بیدار میشم و 12 شب میخوابم واقعا بهترین روزهای زندگیه چون افکار ناراحت کننده راهی به مغزم پیدا نمی کنن . یه وقتایی دلم واسه عالم بچگی تنگ میشه چون دقیقا همین جوری زندگی می کردم که آخر شب بدون اینکه یه لحظه فکر کنم و اتفاقات در طول روز و عموما اتفاقات گذشته ناراحتم کنه یه خواب راحت و دلچسب داشتم مثل همین روزایی که از خستگی چشمام باز نمیمونه 
سه روز پشت سر هم بارون بارید !
بارون ، این قطره های دوست داشتنی ؛ هوای بارونی ، این احساس دل نشین
وقتی بارون میاد ، دیگه هیچ درخواستی از خدا ندارم !
فقط تنها نگرانی من توی هوای بارونی و سرد اونایی هستن که جایی برای رفتن یا موندن ندارن یا کارشون هرچی که هست توی این وضیعت خراب میشه و به همین دلیل شاید از بارون بیزار باشن !
خدایا تصمیم گرفتم که دائما به تصمیمات تو غُر نزنم ! تا راحت تر به کارهات برسی ! مطمئنم که آدمایی هستن که شرایط خیلی بدی دارن و دعا میکنم مشکلاتشون برطرف بشه . خدایا دوستت دارم و به خاطر تمام نعمت هایی که بهم دادی شُکر 
